تبليغاتX
مدیریت منابع انسانی
 
   
     
 
 
 

http://www.positiveconnect.net/downsizing_26420489.jpg

 

كوچك سازي، تعديل نيرو، اخرلج يا هر نامي كه مي‌خواهيد براي آن بگذاريد، اما حقيقت اين است كه اين يكي از سخت‌ترين لحظاتي است كه مديران با آن روبه‌رو هستند.
در مورد تعديل نيرو يا كوچك سازي دو مسئله هميشه وجود دارد: 1. اضطراب و نگراني‌هاي مديران و كاركنان در خلال مدت تعديل و 2. مسئله آنهايي كه باقي مانده‌اند و هميشه سازمان را به بي‌اخلاقي متهم مي‌كنند.

http://emergingyouth.files.wordpress.com/2009/06/downsizing1.jpg


به هر حال مديران بايد با اين مسائل روبه‌رو شوند، اما بايد بهترين شيوه‌ها را در رويارويي با اين مشكلات بياموزند.
در خلال هفته‌هاي اول اجراي برنامه كوچك سازي، واكنشهايي نظير: اندوه، عصبانيت، خيانت و افسردگي چه براي تعديل شدگان و چه باقي ماندگان حسي طبيعي است.
در خلال اين مدت، مديران بايد از ايجاد فشار مضاعف روي كاركنان پــرهيز كنند و تا حد ممكن آرامش خاطر را براي آنها فراهم كنند. سعي كنيد، استــرس‌هاي خود را به كاركنان منتقل نكنيد و به فكر راه ديگري براي تخليه احســاسات خود باشيد.

http://www.thriveatwork.biz/images/downsizing-strategy-specialists-home.jpg


به هر حال شكي نيست كه رهبري اين بحران، نياز به رهبراني با قدرت ادراك احساسي و همذات‌پنداري بسيار بالا دارد و اگر چنين قدرتي را در خود نمي‌بينيد، فكر تعديل نيرو را از سر بيرون كنيد، زيرا هزينه‌هاي آن بسي گزاف‌تر از فايده‌هايش خواهد بود.

 منبع: تدبیر

 
 
   |    نوشته شده توسط بابک سپاس مقدم
 
 
 

 

چكيده

صاحب‌نظران و متخصصان حوزه حاکميت سازماني،بر اين باورند که يکي از اصول مهم حاکميت اثربخش، ارزيابي عملکرد هيئت‌مديره به‌طور مستمر است. امروزه هيئت‌هاي ‌مديره ، به‌عنوان عنصر كليدي در مثلث حاكميت شركت، نقشي اساسي در هدايت و پيشبرد سازمانها برعهده دارند. اکنون ديگر در شركتها و يا سازمانها داشتن هيئت‌مديره ناكارآمد و با قابليت اندك، قابل قبول نيست، بلکه حضور هيئت مديره اي شايسته در رهبري سازمان، مي تواند عامل اطمينان بخشي در تمايز و بقاي سازمان باشد
در اين مقاله به موضوع ارزيابي عملکرد هيئت مديره پرداخته شده است و پس از مرور مطالعات و پژوهشهاي صورت گرفته در اين حوزه، چارچوب کلي ارزيابي عملکرد هيئت‌هاي مديره در يک فرايند هفت مرحله‌اي به همراه الگو‌هاي مربوطه تشريح شده است. خود­ارزيابي اعضاي هيئت‌مديره، علاوه بر فرايند کلي ارزيابي، بخش ديگري از مقاله است که به همراه يک الگو ارائه شده است. هيئت‌هاي مديره با ارزيابي درست خود معيارهاي ارزشمندي به دست مي‌آورند كه قادر خواهند بود فعاليت‌هاي خود را اولويت‌بندي و براي رشد و تعالي‌ برنامه‌ريزي كنند.

مقدمه
بسياري براين باورند كه مبناي منطقي ارزيابي عملکرد هيئت مديره و اعضاي آن، از مباحث مطرح‌شده در سطح بين‌المللي و درمورد حاکميت شرکت و حرفه هيئت مديره شکل گرفته است؛ اين روند در ادامه، به تدريج از ريشه اصلي خود که همان تمرکز بر روي رضايت‌مندي سهامداران و قانون گذاران بود، به حيطه هايي چون: مشتريان، کارکنان و ... و حتي خود اعضاي هيئت مديره گسترش پيدا کرده است. در نتيجه هيئت هاي مديره در سده 21 با چالشهاي جديدي رو به رو هستند، به گونه‌اي که در نتيجه آن نيازمند شناخت بيشتر تحولات تکنولوژيک، فشار‌هاي اجتماعي و رقابتهاي بين المللي‌اند (Long, 2006).
به باور صاحبنظران، ارزيابي عملکرد، يکي از راه هايي است که هيئت هاي مديره از راه آن مي توانند ميزان توجه و جديت خود را در زمينه عملکرد خودشان، نشان دهند و همان‌گونه که ساننفلد هوشمندانه به اين مطلب اشاره مي کند، حتي هيئت‌هاي مديره خوب و با تجربه هم مي‌توانند از ارزيابي عملکردي که به صورت درست صورت گيرد، بهره‌مند شوند (SonnenFeld, 2002). با اين حال همان گونه که يکي از متخصصان حاکميت شرکتها بيان مي کند: اغلب افرادي که به انجام ارزيابي علاقه‌منداند درباره چگونگي انجام درست آن، تا حدود زيادي ناآگاهند. بنابراين در اين مقاله تلاش مي شود با مرور کلي بر مطالعات علمي و عملي صورت گرفته، زمينه لازم براي آشنايي با حوزه حياتي ارزيابي عملکرد هيئت هاي مديره ايجاد شود.

ويژگي هاي هيئت‌مديره‌هاي موفق
امروزه هيئت هاي مديره در اندازه‌ها و اشکال مختلفي وجود دارند و در نتيجه، نظرهاي گوناگوني درباره آنها ابراز شده است. سير تکاملي شناخت مرتبط با هيئت‌هاي مديره، بيانگر تغييرات نگرشها، از رويکرد ساختاري با تاکيد بر مواردي همچون اندازه و ترکيب هيئت مديره، ساختار کميته ها و ...، به رويکرد رفتاري با تاکيد بر عناصر اجتماعي و روابط کاري بين اعضاي هيئت مديره صورت گرفته است (Mc Donagh, 2005). ديگر آنچه هيئت مديره نمونه و موثر را متمايز مي سازد، عوامل ساختاري نيست، بلکه سيستم هاي اجتماعي قوي و کارآمد کاري است. بنابراين براي ايجاد چنين هيئت هاي مديره قوي و پويا بايد علاوه بر فراهم کردن محيطي مبتني بر صميميت، اعتماد و تقويت فرهنگ بحث آزاد، در جهت ارزيابي عملکرد هيئت مديره و کسب اطمينان از پاسخگويي فردي و گروهي آنها تلاش زيادي صورت گيرد (Nadler,2005).


در زمينه موارد کليدي اثربخشي هيئت‌هاي مديره نوين، علاوه بر موارد يادشده، بايدر(Bader,2001) نيز در مقاله‌اي، اصول هشت گانه را براي حاکميت موثر اين گونه بيان مي کند:
ـ پاسخ گويي به عنوان يک هيئت مديره،
ـ متعهد به چشم انداز و رسالت سازمان،
ـ احساس مسئوليت به عنوان رهبر و نه مدير سازمان،
ـ رهبري در سازمان به صورت الهام بخش،
ـ داشتن ساختاري مشخص و روشن ، ـ ايجاد ارزش افزوده در کار،
ـ شايستگي،
ـ بازنگري و ارزيابي عملکرد به صورت مستمر.
با توجه به نظرات بيدر، نادلر و ساننفلد، اين گونه است كه بهره گيري از روشهاي ارزيابي عملکرد در ميان هيئت هاي مديره به عنوان يکي از عوامل تأثيرگذار بر موفقيت هيئت مديره، ضروري به نظر مي رسد.

مروري بر مطالعات صورت گرفته
نتايج به دست آمده از مطالعات، نشان مي دهند كه استفاده از اطلاعات حاصل از سنجش و ارزيابي عملکرد و مقايسه هيئت هاي مديره با هم، منجر به بهبود عملکرد آنها مي‌شود. اين مطالعات با تحليل داده‌هاي عملکردي هيئت مديره، شش گروه از عوامل رفتاري و شايستگي هيئت هاي مديره موثر را شناسايي کرده‌اند که عبارتند از:
- عوامل زمينه‌اي: به معناي درک و شناخت هيئت مديره نسبت به فرهنگ، ارزشها و هنجارهاي سازمان
- شايستگي هاي استراتژيک: توانايي هيئت مديره در ترسيم و طرح جهت و مسير سازماني و کمک به کسب اطمينان از رهيافت و مسير استراتژيک سازمان در آينده.
- شايستگي سياسي: کسب اطمينان از ايجاد و حفظ روابط سالم در ميان بخشهاي مختف هيئت مديره و سازمان.
- روابط بين فردي: تلاش هيئت مديره براي ايجاد و حفظ انسجام گروهي و رفاه جمعي هيئت مديره.
- توانايي تحليل: شناخت پيچيدگي‌ها و نکات باريک و استفاده از رويکرد چندبعدي و در عين حال يکپارچه براي تشريح مسائل پيچيده،
- شايستگي آموزشي: هيئت مديره گامهاي لازم را براي کسب اطمينان از آگاه بودن اعضا نسبت به سازمان، حرفه و نقش‌هاي مربوط به خود در هيئت مديره را بردارند (Mc Donagh, 2005).
باوجود تاثير استفاده از فرايند هاي ارزيابي عملکرد در بهبود عملکرد هيئت مديره و سازمان، مطالعات کوگنر و لاولر نشان مي دهد كه تنها 40 درصد سازمانهاي بزرگ آمريکاي شمالي، هيئت مديره خود را توسط فرايند ارزيابي عملکرد رسمي و مشخص مورد بررسي قرار مي دهند. همچنين آنها نشان دادند (Cogner, & Lawler, 2002) ميزان ارزيابي فردي اعضاي هيئت هاي مديره نيز از اين هم کمتر است و در سطح بسيار محدودي انجام مي شود. گواه اين مطلب، انجام مطالعه اي است که نشان داد از ميان 100 شرکت برتر در مجله فورچون، تنها 15 درصد عملکرد اعضاي هيئت مديره خود را ارزيابي مي کنند، در حالي که توجه اکثر اين شرکتها به ارزيابي مدير عامل است (همان منبع).
براساس مطالعه مرکز اثربخشي سازماني مدرسه بازرگاني مارشال در امريکا، هيئت مديره، تيمي متشکل از کارکنان دانش محور است که براي انجام موثر وظايفش به دانش، اطلاعات، قدرت، انگيزه، و منابع خاصي، از جمله زمان نياز دارد. آنها براين باورند كه با توجه به محيط پيچيده کسب و کارها، اعضاي هيئت مديره بايد داراي تخصص ها و دانش ويژه‌اي باشند؛ بنابراين سيستم ارزيابي عملکرد با بررسي دانش و تخصص اعضا از يک سو، و نيازهاي استراتژيک سازمان از سوي ديگر، نقش مهمي در شناسايي وضعيت موجود و فاصله آن با وضعيت مطلوب، بر عهده دارد؛ همچنين آنها تاکيد مي کنند سيستم هاي ارزيابي عملکرد، نه تنها بايد به بررسي نيازهاي اطلاعاتي هيئت مديره بپردازد، بلکه بايستي به کانالها و مراجع توزيع اين اطلاعات به هيئت مديره، نيز توجه داشته باشد (Cogner, et. al,1998).
در مطالعه اي ديگر، لانگ در بررسي عوامل محيطي و دروني تاثير گذار بر هيئت هاي مديره، چهار گروه از آنها را به صورت عوامل مربوط به مرحله عمر، ساختار و ترکيب، فرهنگ و فرايندهاي کاري طبقه بندي مي کند. وي با بررسي اثرهاي مربوط به هر گروه بر عملکرد هيئت مديره باور دارد كه فرايند ارزيابي عملکرد مي تواند در تعامل سازنده با عوامل يادشده، هيئت مديره را توانمند و اثربخش تر سازد (Long, 2006).
در ارتباط با بررسي استاندارد ها و معيارهاي ارزيابي عملکرد، دکتر هرب روبن‌اشتاين در مقاله اي با عنوان: ارزيابي هيئت مديره: عوامل و استانداردهاي نوين، نتايج مطالعاتي خود را در قالب 12 استاندارد هيئت مديره ارائه مي کند. وي باور دارد كه براي ارزيابي عملکرد هيئت مديره، مي توان 12 استاندارد ارائه شده (يا ساير استانداردها) را به ده عامل قابل اندازه گيري تبديل کرد، به گونه‌اي که با طرح پرسشهاي مربوط به هر يک از استانداردها، فرايند ارزيابي را اجرا و پس از جمع آوري و تلخيص امتيازهاي حاصل از آن پرسش ها، عملکرد گذشته را با حال و با عملکرد ساير هيئت مديره هاي شرکت‌هاي مختلف، مقايسه کرد (Herb, 2004).


1. عوامل مربوط به سرمايه‌هاي انساني 2. عوامل سازماني/ رهبري
3.عوامل مربوط به فرايند
4. عوامل مربوط به منابع
5. عوامل مربوط به نظارت مالي و پاسخگويي
6 . عوامل مربوط به تحول و ارتباطات سازمان
7.عوامل مربوط به چگونگي اداره سازمان 8 . عوامل مربوط به شهرت و اعتبار
9.عوامل مربوط به عملكرد/ دستاورد 10. عوامل مربوط به هماهنگي و وفاق

چارچوب كلي ارزيابي عملكرد هيئت مديره
پيش از اينکه هيئت مديره به ارزيابي عملکرد در حوزه هاي مسئوليتي خود بپردازد، بايستي وظايف و اقداماتي را که هر يک از اعضا بايد در راستاي تحقق آن مسئوليت ها انجام دهند، مشخص و طراحي کند. به عبارت ديگر، آنها بايد اهداف خود را در حوزه هاي مسئوليتي تدوين کنند تا بتوانند در نهايت عملکرد خود را بسنجند که معمولا اين اقدام در ابتداي هر سال مالي صورت مي گيرد (Cogner, et.al,1998). همچنين بايد توجه داشته باشيم که برخورداري از سيستم ارزيابي عملکرد کارا و اثربخش مستلزم تعريف مشخص و روشن مراحل و اقدامات مربوط به آن است. مهمتر از همه، تعهد کامل اعضاي هيئت مديره و مدير عامل به نظام ارزيابي عملکرد است؛ بنابراين بدون برخورداري از مراحل مشخص و تعهد همگان به فرايند، نظام ارزيابي عملکرد هيئت مديره را به سمت پرسيدن چند مطلب ساده و تعيين اهداف عملکردي در پايان هر سال مي برد.
ساننفلد با اشاره به اينکه وظيفه هدايت فرايند ارزيابي در اغلب موارد بر عهده کميته حاکميت يا کميته ويژه ديگري است، انواع سيستم هاي بازنگري عملکرد هيئت مديره را به صورت ارزيابي کل هيئت مديره، خود ارزيابي تک تک اعضاي هيئت مديره و بازنگري هر يک از اعضا از يکديگر تقسيم مي کند. به باور او ، بازنگري کامل هيئت مديره شامل ارزيابي ابعادي از هيئت مديره از جمله ميزان درک آنها از استراتژي سازمان، ترکيب اعضاي هيئت مديره، ميزان دسترسي هيئت مديره به اطلاعات کليدي سازمان، و ميزان صميميت و انرژي آنها است. همچنين وي بر اين باور است كه در خود ارزيابي فردي، هر يک از اعضا مي‌توانند مواردي از قبيل استفاده بهينه از زمان، شايستگي ها و مهارتها، اطلاعات آنها از سازمان، صنعت و بازار، ميزان آشنايي آنها نسبت به کارکنان کليدي و موثر سازمان را بررسي کنند. در ارتباط با بازنگري توسط همتايان، وي به مواردي از جمله نقشهايي که اعضاي هيئت مديره در مباحث و جلسات ايفا مي کنند، ميزان مهارتهاي اعضا، شيوه روابط آنها، ميزان آمادگي و در دسترس بودن آنها، ابداعات و کارهاي تازه و نو و ارتباط نزديک با سهامداران و ساير ذي نفعان مهم، اشاره مي کند.
يکي از چارچوب هاي به نسبت جامع براي ارزيابي عملکرد هيئت هاي مديره، الگوي کيل و نيکولسون است. آنها براين باورند كه الگوي ارزيابي عمکرد هيئت مديره ارائه شده توسط آنها، بر پاسخگويي دقيق و توافق تمام اعضاي هيئت مديره و بر 7 پرسش کليدي متکي است (Kiel & Nicholson, 2005).

1 . اهداف ما كدامند؟
نخستين مرحله در فرايند ارزيابي عملکرد هيئت مديره، تعيين اهدافي است که هيئت مديره به دنبال دستيابي به آنها است. علاوه برآن، موضوعاتي همچون پيچيدگي مسائل عملکردي، اندازه هيئت مديره، منحني عمر سازمان و افزايش رقابت در محيط پيرامون شرکتها بر موضوعاتي که هيئت مديره مي خواهد آنها را مورد ارزيابي قرار دهد، بسيار تاثير گذار هستند. همچنين عواملي نظير گستره ارزيابي، تعداد افراد درگير در ارزيابي، مقدار پول و زمان تخصيص داده شده نيز به ميزان سختي مسائل پيش روي هيئت مديره و منابع در دسترس آنها، در فرايند ارزيابي مربوط است.
براي پاسخ به پرسش نخست، به دو نکته بايد توجه کرد: اول، آيا ما به دنبال مسائل مربوط به رهبري و راهبري شرکت هستيم؟ (مثلا مي خواهيم زمينه رشد و آموزش اعضاي هيئت مديره را فراهم کنيم). دوم، آيا به دنبال حل مسائل و مشکلات هستيم؟
بسياري از هيئت‌هاي مديره به اين نتيجه رسيدند که بهترين راه هدفگذاري در فرايند ارزيابي، تعيين هدف براي گروه کوچک در هيئت مديره (مانند کميته ها) يا يک عضو مانند رئيس هيئت مديره است. در اين حالت نخستين گام، اين است که هيئت مديره از هر گروه يا فرد بخواهد اهداف خاصي براي فرايند تدوين کنند. رويکرد دوم اين است که هيئت مديره به عنوان يک کل بر روي اهداف مورد نظر ارزيابي هيئت مديره بحث و تبادل نظر کند و درنهايت به توافق دست يابد که در اين رويکرد عموما رئيس هيئت مديره يا کميته انتصابات، وظيفه رهبري فرايند را بر عهده دارند. با روشن شدن اهداف، تصميم گيري در مورد اينکه چه عملکرد و فعاليتي ارزيابي شود، مناسبترين اعضا براي ارزيابي عملکرد چه کساني هستند و ...؟ به نسبت آسان خواهد شد.

2 . چه کسي ارزيابي مي شود؟
با مشخص شدن اهداف ارزيابي، هيئت مديره تصميم مي گيرد كه چه عملکرد ها و کارکردهايي را بايد ارزيابي کند تا به آن اهداف برسد. به طور کلي، ارزيابي هاي جامع حاکميت شرکتها، شامل بررسي طيف گسترده اي از افراد و گروه ها مي شود. در همين راستا، هيئت‌مديره سه گروه را مورد بررسي قرار مي دهد:
1. هيئت مديره به عنوان يک کل (شامل کميته هاي مختلف هيئت مديره)؛
2. اعضاي هيئت مديره به صورت فردي (شامل نقش هاي رئيس هيئت مديره يا عضو مستقل هيئت مديره)؛
3. اعضا و كاركنان کليدي حاکميت (مانند مدير عامل و وکيل شرکت).

3 . چه چيزهايي مورد ارزيابي قرار مي‌گيرند؟
هيئت‌هاي مديره تا هنگامي که معيارهاي سنجش را براي اهداف مورد نظر تعيين نکنند، نمي توانند عملکردشان را درمورد تحقق آن اهداف بسنجند. به عنوان مثال، يکي از اهداف هيئت مديره مشارکت در تدوين استراتژي کسب و کار سازمان است. در اين راستا، آنها تصميم مي گيرند كه شرکت در زمينه فعاليت و محصولات خود در بازار هدف الف، تا سه سال آينده به رهبر بازار تبديل شود. سپس، هيئت مديره با تعيين معيارهايي براي ارزيابي عملکرد، به بررسي ميزان موفقيت در تحقق اهداف مذکور در استراتژي مي‌پردازد.

4 . چه کسي مورد پرسش قرار مي‌گيرد؟
براي جمع آوري اطلاعات در مورد عملکرد حاکميت شرکت، منابع مختلفي وجود دارند که در نمودار (1) نشان داده شده است. مطالعات و تجارب محققان (به ويژه کيل و نيکولسون) نشان مي دهند كه تا به حال، هيئت مديره، به عنوان بيشترين منبع اطلاعات براي فرايند ارزيابي مورد توجه بوده است. همان‌گونه که نمودار نشان مي دهد اين امر منجر به کاهش منبع بالقوه بازخورد در سيستم حاکميت سازمان مي شود.

5 . چه تکنيک هايي مورد استفاده قرار مي گيرند؟
با توجه به ميزان رسميت، اهداف ارزيابي و منابع در دسترس، هيئت هاي مديره اقدام به انتخاب از ميان روشهاي کيفي و کمي مي کنند. داده‌هاي کمّي با اعداد سرو کار دارند و در پاسخ به پرسشها: چه تعداد، چگونه، و ...؟ استفاده مي شوند. در حالي که براي پرسش هايي نظير: کي، کجا، چرا؟ روش ها کيفي خواهندبود.(نمودار 2)

6. چه کسي ارزيابي را انجام مي دهد؟
موضوع ديگر در تدوين چارچوب ارزيابي، تصميم گيري درمورد مناسب ترين شخص براي انجام ارزيابي است. اگر بررسي دروني است، معمولا رئيس هيئت مديره اين کار را انجام مي دهد. هر چند مواقعي نيز پيش آمده که اين کار به يکي از کميته ها يا عضو غير اجرايي هيئت مديره، تفويض اختيار شده است. در مواقع ارزيابي بيروني، مشاوران متخصص و خبره يا ساير متخصصان در حوزه حاکميت شرکت و ارزيابي عملکرد، مي‌توانند اين کار را انجام دهند. نمودار (3) گزينه هاي گوناگون انجام دهنده فرايند ارزيابي را نشان مي دهد.

7 . چه استفاده هايي از نتايج ارزيابي حاصل مي شود؟
اهداف ارزيابي عملکرد، عامل تعيين کننده در مخاطبان گزارشهاي حاصل از ارزيابي، محسوب مي شود. در اغلب موارد، هدف اصلي هيئت مديره توافق در زمينه اتخاذ تدابيري براي بهبود حاکميت است. با توجه به اينکه اثربخشي تيم حاکميتي يک سازمان متکي به افراد درون شرکت است، مطرح کردن نتايج و گزارشها با ذي نفعان داخلي، عامل مهم و حياتي در بهبود عملکرد است. با توجه به اين که هيئت مديره به عنوان يک کل، مسئول عملکرد خود است، نتايج ارزيابي بجز موارد خيلي خاص، به کل هيئت مديره ارائه مي شود.
هرگاه نتايج ارزيابي مربوط به عملکرد فردي كه عضو هيئت مديره است، رويکرد پذيرفته شده، مطرح کردن نتايج به صورت فردي با وي، توسط رئيس هيئت مديره يا تسهيلگر ديگري خواهدبود.


در مواردي که هدف ارزيابي بررسي کيفيت روابط مديريت و هيئت مديره است، و يا بررسي درون داده‌هاي مديريت براي جلسه‌ها و گزارشهاي هيئت مديره مطرح است، نتايج ارزيابي به طور عمده در اختيار تيم مديريت ارشد نيز قرار مي گيرد. در برخي موارد نيز اعضاي هيئت‌مديره با طرح خلاصه اي از فرايند و گزارشهاي ارزيابي عملکرد خود در سطح سازمان، به ايجاد جو و فضاي مناسب براي مديريت عملکرد و پاسخگويي در درون سازمان کمک مي کنند. در مواقعي که هيئت مديره به دنبال ايجاد شفاف سازي و يا گسترش روابط با ذي نفعان کليدي برون سازماني است، اقدام به انتشار بخشي يا تمام نتايج عملکردي خود مي کند. بيان و طرح نتايج ارزيابي توسط هيئت مديره نشان مي دهد که اعضاي آن جايگاه و نقش حاکميتي خود را جدي گرفته، نسبت به بهبود عملکرد آن متعهداند. علاوه بر اين، با توجه به اينکه چه کساني در ارزيابي شرکت کرده اند، هيئت مديره ممکن است بخواهد نتايج را با مشتريان کليدي و عمده، عرضه کنندگان يا ساير گروه هاي مهم براي تداوم موفقيتش مطرح کند. اين امر بيانگر تعهد هيئت مديره نسبت به بهبود و تقويت روابط با ذي نفعان و ارائه بازخورد به کساني است که نظرات آنان طي فرايند ارزيابي پرسيده شده است.

ارزيابي فردي اعضاي هيئت مديره
کوگنر و لاولر براين باورند كه با توجه به فقدان آگاهي و اطلاعات در زمينه ارزيابي فردي اعضا، بررسي عملکرد فردي اعضاي هيئت مديره در کنار فرايند کلي ارزيابي هيئت مديره، تاحدودي يک نياز محسوب مي شود، به گونه‌اي که مي‌توان از آن به عنوان راهي مناسب براي روشن کردن انتظارها از عملکرد افراد و بهبود اثربخشي فردي آنها استفاده کرد. از جمله انواع رويکردها به ارزيابي فردي اعضاي هيئت مديره، خود ارزيابي و ارزيابي توسط همکاران است که در ادامه به تشريح خودارزيابي اعضا مي پردازيم.

خود ارزيابي در اتاق هيئت مديره
اصولا در اين روش از اعضاي هيئت مديره خواسته مي شود عملکرد خود را با توجه به فهرستي از پرسشها و معيارهاي ارائه شده، ارزيابي کنند. در ارتباط با عواملي که با عملکرد فردي عضو هيئت مديره ارتباط دارند، موارد چهارگانه زير را بيان مي کند:
- نقش ها و انتظارهاي اعضا
- انواع مسائل و مشکلات اعضا
- موضوعهاي مربوط به عملکرد اعضا - ابزارهاي ارزيابي اعضا
متخصصان باور دارند كه مزيتهاي اين روش، بيشتر براي هيئت مديره هاي تازه تاسيس و سال‌هاي نخست فعاليت آنها، مورد توجه است، زيرا در اين گونه موارد، اعضا هنوز آمادگي ارزيابي مستقيم عملکرد ديگر همکاران خود را ندارند؛ هرچند ارزش و اعتبار اين روش نيز پس از گذشت 2 يا 3 دوره از طول عمر هيئت مديره، تا حدودي کمرنگ خواهدشد.
نکته مهم در اين روش اين است که هرگاه هيئت مديره انتظارهاي خود را از فرد فرد اعضا، از پيش مشخص کرده باشد، معيار هاي ارزيابي بايد منعکس کننده آن انتظارها باشند (Nadler & Behan, 2005). نمونه اي از پرسشنامه خودارزيابي اعضاي هيئت مديره ارائه شده توسط بهان را در (جدول 1) مشاهده مي کنيد.
تعداد دفعاتي که هيئت مديره بايد عملکرد خود را ارزيابي کند، نکته مهمي است که بايستي به آن توجه شود. برخي هيئت هاي مديره، ارزيابي خود را بر اساس اين ديدگاه که هر وقت لازم شد انجام مي‌دهند. برخي ديگر نيز، ارزيابي را به صورت مستمر انجام مي دهند. هرگاه فرايند ارزيابي مداوم انتخاب مي شود، هيئت‌مديره‌ها مي توانند چرخه مستمر را انتخاب کنند. برخي هيئت هاي مديره به صورت متداول هر دو يا سه سال اقدام به ارزيابي مي کنند که در اين حالت ارزيابي کمي گسترده مي‌شود که اغلب، شامل: مصاحبه ها، پيمايش ها و مشارکت گسترده ارزيابان برون سازماني است. مشکل مهم در اين گونه ارزيابي ها وجود تغييرات سريع محيطي در پيرامون سازمان است.
ارزيابي ساليانه عمومي ترين شکل ارزيابي است که براي ارزيابي هيئت مديره توصيه مي‌شود. اين ارزيابي با چرخه برنامه ريزي ساليانه که توسط هيئت مديره پذيرفته و تصويب مي شود هماهنگي و همسويي دارد. برخي از آنها اين شکل از ارزيابي را با نقش هيئت‌مديره در ارزيابي و کنترل فرايند تدوين استراتژي سازمان، نزديک مي دانند. پذيرش انتظارهاي عملکردي توسط هيئت مديره براي تناسب داشتن با نيازهاي استراتژيک سازمان نيز، بسيار مهم است. براي سازمانهايي که در محيط متلاطم و متغير فعاليت مي کنند، ارزيابي ساليانه نيز خيلي مستمر به شمار نمي آيد. براي مثال، در صنايع با فناوري بالا، ارزيابي هيئت مديره در هر شش ماه، مناسب تر است.

نتيجه گيري
به باور صاحبنظران، هيئت هاي مديره امروزي در مرحله تحول و گذار هستند و توجه به فرايند ارزيابي عملکرد، گامي موثر و حياتي در موفقيت آينده آنها محسوب مي‌شود و اجراي موفقيت آميز فرايند ارزيابي هيئت مديره، يکي از راههاي مهمي است که هيئت هاي مديره مي توانند از ناکاميها و شکستهاي حاکميت و سازمان خود پيشگيري کنند. با اين حال، ارزيابي رسمي عملکرد هيئت مديره، مانند ساير توصيه هايي که براي بهبود عملکرد و جايگاه حاکميت شرکت ارائه مي شود اکسير و داروي علاج جهان شمول نيست بلکه تنها عاملي است که پويايي روابط درون هيئت مديره و بين هيئت مديره و مديرعامل را تقويت کرده، وسيله اي خواهدشد در جهت اطمينان‌يابي از اينکه طرفهاي مختلف مثلث حاکميت شرکت، به انجام مسئوليت ها و انتظارهاي عملکردي خود و طرف مقابل، توجه کافي داشته باشند.
همچنين مرور نظرهاي اغلب صاحبنظران نيز به خوبي گواه بر اين امر است که ارزيابي هيئت مديره تنها مي تواند به عنوان نقطه شروع بهبود هيئت مديره باشد و فقط زماني که هيئت مديره براي طراحي و اجراي درست آن متعهد و آماده باشد، زمان و ساير منابع کافي براي بررسي يافته ها و نتايج صرف کند و در نهايت پيشنهادهاي کليدي براي ايجاد تمايز در ميان هيئت مديره خود، با ساير هيئت هاي مديره را مطرح سازد، مي‌توان انتظار داشت كه ارزيابي عملکرد، اثري فوق العاده داشته است.
اين مقاله را با سخني از پيتر دراکر به پايان مي رسانيم. وي در آخرين کتاب خود: «روزنوشت ، پيتر دراکر» مي نويسد: روح هر سازمان را از بالا بر آن مي­دمند و اگر هيئت‌مديره رهبر سازمان است، بايد همچون مسيحا، روح راستي و درست منشي را بر سازمان بدمد و خود عامل عملکرد درست و منش عالي باشد». در اين صورت است که نگاه هيئت مديره به ارزيابي عملکرد از خود، نگاهي سازنده و مفيد تلقي مي شود.

منابع
1. دراکر، پيتر فرديناند: روزنوشت پيتر دراکر، ترجمه: اميني، فضل الله، تهران: انتشارات فرا، 1385.
2. Bader, B.S., Eight Principals of Effective Governance, Health Progress,Vol. 82, No. 4, pp. 15-18, 2001 Jul-Aug.
3. Cogner, Jay A. & Lawler, Edvard,” Evaluating the directors: The next step in boardroom effectiveness”, Ivey Business Journal, Sep- Oct 2002.
4. Conger JA, Finegold D, Lawler EE 3rd. Appraising boardroom performance. Harvard Business Review. 1998 Jan-Feb;76(1):136-48.
4. Chait, R.P., T.P. Holland, and B.E. Taylor. Improving the Performance of Governing Boards.
5. Phoenix, AZ: Oryx Press, 1996.
6. Herb, Rubenstein (Founder & President, Growth Strategies Inc.), Evaluating boards of directors: new standards and factors to consider, Presented to the International Leadership Association Annual Conference, Guadalajara, Mexico, 2004 Growth Strategies, Incorporated.
7. Holland, T. P. (2002, Summer). Board accountability: Lessons from the field. Nonprofit Management and Leadership, 12(4), 409-428.
8. Kiel, Geoffrey C & Nicholson, Gavin J: Evaluating Boards and Directors, 2005, [available at] http://governance.canberra.edu.au/ourwork/recent_events/Keil,Nikolson_2004_Evaluation Boards & Directors, Pdf (retrieval: Aug, 14th, 2007).
9. Long, Tracy,”This Year’s Model: influences on board and director evaluation, Corporate Governance, vol. 14, No. 6, Nov. 2006, pp. 547-557.
10. McDonagh, Kathryn J,”Hospital Governing Boards: study of the factors that measure governing board performance and the relationship to organizational performance in hospitals” Dissertation, TOURO UNIVERSITY OMTERNATIONAL, College of Health science, June, 2005. California.USA
11. Nadler, David A, Behan, Beverly A & Nadler, Mark B: Building Better Boards, A Blueprint for Effective governance, Mercer Delta Consulting LLC., Jossey-Bass, San Francisco, 2005.
12. Sonnenfeld, Jeffrey, What makes great boards great, Harvard business Review, 2002, 80, (9), pp. 106-113.
13. Vanden Berghe and Levrau, Abigail,” Evaluating Boards of Directors: what constitutes a good corporate board?” Corporate Governance, Vol. 12, No. 4, pp. 461- 478, 2004.

_ حسام الدين دهقان نيري: كارشناس ارشد مديريت بازرگاني از دانشگاه فردوسي

 
 
   |    نوشته شده توسط بابک سپاس مقدم
 
 
 

چكيده

در سالهاي اخير، رتبه بنديهاي علمي به منظور مقايسه دانشگاههاي مختلف جهان گسترش چشمگيري يافته است. بر مبناي پيشرفتهاي مفهومي و روش‌شناسي رويکردهاي رتبه بندي دانشگاهها، پنج معيار، مشخص شده و چهار نوع رتبه بندي دانشگاهي مورد مقايسه قرار گرفته و تحليل مقايسه اي از چهار نوع رتبه بندي با در نظر گرفتن تعداد معيار ها و وزن هر کدام از آنها، ارائه شده است. نتايج نشان مي دهند که اگر چه برخي از شاخصها در مقايسه با ديگر شاخصها تفاوت قابل ملاحظه اي با همديگر دارند و حتي بسياري از اين شاخصها منحصر به فرد هستند، ولي شاخصهاي مربوط به بهره وري علمي و پژوهشي کادر علمي دانشگاهها، نقش برجسته‌اي درتمام اين رويکردها دارند.

مطالعه مقايسه اي نظامهاي بين المللي دانشگاهها
افزايش ملاحظات مبتني بر بازار و پژوهشهاي بين المللي موسسات آموزش عالي سراسر جهان منجر به افزايش علاقه دولت، دانشگاهها و دانشجويان به شناخت جايگاه خود، در مقايسه با ساير موسسه‌هاي آموزشي شده است.گسترش دانشگاهها در هر قاره، منجر به افزايش اقدامات مربوط به تجزيه و تحليل هاي مستقل کيفيت دانشگاهها در کشورهاي مختلف در سالهاي اخير شده است. از سال 1983مجله U.S News و World Reports شروع به انتشار فهرست بهترين دانشگاههاي امريکا به صورت ساليانه كردند و پس از آن بسياري از کشورها به پيروي از آنها، شروع به سنجش فعاليتهاي دانشگاهي خود با هدف دادن اطلاعات به مشتريان و سنجش عملکرد هايشان به عنوان راهبرد بازاريابي آموزشي كردند. در دو دهه گذشته، رتبه بنديهاي دانشگاهي يا جدولهاي دانشگاهي به گونه قابل ملاحظه اي، نه تنها در بخشهاي خصوصي، بلکه در بخشهاي دولتي و انجمنهاي حرفه اي نيز گسترش يافته است.
در رابطه با رتبه بندي دانشگاهي، سه موضوع کليدي مطرح است: چه کسي رتبه بندي کند؟ چرا رتبه بندي مي كند و مخاطبان رتبه‌بندي چه كساني هستند؟ بسياري از رتبه بنديهاي دانشگاهي توسط موسسه‌هاي خصوصي و يا توسط رسانه‌ها (مثلا ژورنال‌ها) صورت مي گيرد. در هر صورت انجمن هاي حرفه اي و دولتها توجه بيشتري به اين موضوع دارند. در پاسخ به اين پرسش که چرا رتبه بندي؟ بايد گفت که هدف اصلي عبارتست از دادن اطلاعات به مشتري به منظور کمک به او در انتخاب موسسه آموزش عالي. همچنين هدف مهم ديگر از رتبه بندي، عبارتست از عمل كردن آن به عنوان استراتژي بازاريابي آموزشي. و اين هدف اشاره به ارتقاي کيفيت موسسه‌هاي آموزشي و ايجاد انگيزه بين آنان دارد. موضوع سوم که در رابطه با رتبه بندي دانشگاهي مطرح است مخاطبان رتبه بندي است. دانشجويان از بيشترين اهميت در بين مشتريان آموزش عالي برخوردارند. والدين، ديگر گروه کليدي هستند از آن حيث که آنها هزينه‌هاي تحصيل دانشجويان را مي پردازند. ساير مشتريان آموزش عالي، عبارتند از: دولت و موسسه‌هاي دولتي مسئول سياستهاي آموزشي. نظامهاي رتبه بندي دانشگاهي از نظر نوع شاخصهاي مورد استفاده دربرگيرنده طيفي وسيعي از شاخصهاست که بسته به تعريف کيفيت و بر مبناي آن تطبيق داده مي شود. با اين وجود دستور كارهاي متنوعي در ارتباط با فرايند حساس رتبه بندي، مي تواند تدوين شود. در ابتدا، داده ها مي توانند از هر يک از منابع موجود يا منابع اصلي رتبه بندي جمع آوري شوند. در مرحله بعد، شاخصها استاندارد شده و وزن دهي مي‌شوند. و درنهايت جمع بندي و مقايسه به منظور مرتب کردن موسسه‌هاي دانشگاهي بر حسب رتبه، صورت مي گيرد. اگر چه گرايشهاي اوليه درباره نظامهاي رتبه بندي دانشگاهي و تجزيه و تحليل دانشگاهها تنها به يک کشور محدود شده بودند (‌براي شناخت جنبه هاي روش شناسي رتبه بندي دانشگاههاي آلمان، استراليا و نيوزلند، چين، اسپانيا، ژاپن، امريکاي لاتين، انگلستان، هلند و روسيه)، رشد و تحرک سريع دانشجويان به دليل گسترش اقتصادي و تکنولوژيکي، منجر به توسعه رويکردهاي رتبه بندي دانشگاهي از سطح ملي به سطح بين المللي شده است. همان‌گونه که دانشگاهها به گونه فزاينده اي در سطح جهاني با همديگر به رقابت مي پردازند،آنها به مقايسه خود با ساير دانشگاههاي جهان نيز مي پردازند. در حقيقيت اصطلاح مقياس جهاني مطرح شده و بسياري از دانشگاهها انتظار دارند تا به عنوان دانشگاههايي در مقياس جهاني مورد توجه قرار گيرند. پيشگام رتبه بندي علمي از دانشگاههاي جهان، موسسه آموزش عالي دانشگاه جايو تانگ شانگهاي بود. بعد از اين اقدام، اقدامات ديگري بر مبناي مقايسه هاي بين المللي داده هاي علمي دانشگاهها، با هدف رتبه بندي دانشگاهي توسط ساير موسسه‌هاي آموزشي صورت گرفت. اقدامات نخستين در جهت ايجاد نظامهاي رتبه بندي دانشگاهي منجر به شروع بحث ميان کارشناسان مختلف شد. براي مثال اينکه چه شاخصهايي مي‌توانند به گونه‌اي واقعي، کيفيت را اندازه گيري كنند، چگونگي ارائه اطلاعات در فرمت رتبه بندي دانشگاهي به منظور افزايش شفافيت اندازه گيريها و غيره از اين دسته مباحث هستند. به تازگي در دسامبر سال 2004 موسسه سياستگذاري آموزش عالي و مرکز اروپايي آموزش عالي يونسکو جلسه‌هاي ديگري را در واشنگتن دي سي داشته اند. گروههاي مختلفي از کارشناسان برجسته کشورها، با مسئولان بهترين دانشگاههاي جهان به بحث و بررسي درباره قوتها و ضعف‌هاي نظامهاي رتبه بندي دانشگاهي پرداخته‌اند که اين امر منجر به يافته هاي کليدي گسترده اي در سراسر منابع مختلف علمي براي دانشگاهيان و دست درکاران رتبه بندي دانشگاهي شده است(براي مثال شماره ويژه آموزش عالي در اروپا، سال 2005 شماره XXX). و اين واقعه زمينه تشکيل گروه کارشناسان رتبه بندي هاي بين المللي را که در برگيرنده کارشناسان برجسته کشورهاي مختلف است، با هدف بررسي روايي، اعتبار و سود مندي نظامهاي رتبه بندي فراهم كرد. در همين راستا نخستين کنفرانس دانشگاهها در مقياس جهاني از 16 تا 18 ژوئن 2005 با هدف پيشبرد توافقهاي ملي براي ايجاد استانداردهايي براي مقايسه هاي بين المللي ارزيابي‌ها از موسسات آموزش عالي و رتبه بنديهاي دانشگاهي جهان، در چين برگزار شد. اين واقعيتي است که رتبه بنديهاي بين المللي از دانشگاهها رايج شده و اهميت فزاينده اي براي موسسه‌هاي آموزشي يافته است. در اين زمينه ضمن توضيح اقدامهاي گذشته، مطالعه حاضر با هدف مقايسه نظامهاي مختلف رتبه بندي بين المللي از دانشگاهها به منطور بررسي اين امر که آيا با وجود تفاوتهاي گسترده ميان دانشگاهها، مي توان شاخصهاي علمي قابل اطميناني جهت مقايسه دانشگاهها در سطح ملي و بين المللي شناسايي کرد، انجام شده است.

انواع رتبه بندي
رتبه بندي يکسان: مجموعه متمايز از شاخصهاي توزين شده که با همديگر ترکيب شده، نمره واحدي را که منعکس کننده کيفيت کلي يک موسسه است ارائه مي دهد.
_ رتبه بندي مبتني بر رشته: موسسه‌هاي بر مبناي برنامه هاي خاص، تخصص ها يا موضوعهاي خاص، رتبه بندي مي شوند.
_ ساير: رتبه بندي‌هايي که به آساني توصيف نمي شوند.

ساختار رتبه بندي‌ها
_ رتبه بندي عددي: دانشگاهها بر مبناي شماره هاي 1،2،3،4و... رتبه بندي و طبقه‌بندي مي شوند.
_ رتبه‌بندي خوشه اي يا گروهي: دانشگاهها بر مبناي عالي، متوسط، ضعيف و غيره رتبه بندي مي شوند.
_ رتبه بندي سطوح بالا: دانشگاهها از نظر عددي رتبه بندي مي شوند و تنها برترين‌ها گزارش مي شوند.
_ فراواني رتبه‌بندي‌ها: ساليانه، دوسالانه(دو سال يکبار)، سه سال يکبار يا به شکل نامتناوب.
_ مرتب كردن رتبه‌ها: دانشگاهها مي‌توانند بر مبناي چگونگي کنترل(دولتي يا خصوصي)،پراکندگي جغرافيايي،سابقه و ماموريت شان، طبقه بندي شوند.
_ منابع داده ها: هر يک از داده ها از منابع موجود(مثل گزارشهاي موسسه) يا منابع اصلي(مثل پيمايش دانشجويان، کارکنان و اعضاي هيئت علمي) به دست مي آيند. در کنار اين اطلاعات ، جزئيات اضافي براي هر يک از رتبه بندي هاي بين المللي انتخابي، ارائه شده است.

1. رتبه بندي علمي دانشگاههاي جهان:
_ نوع رتبه بندي: رويکرد يکسان.
_ ساختار: ترکيبي از رويكردهاي عددي و سطح بالا( 500 دانشگاه برتر)
_ فراواني: ساليانه(2003،2004،2005).
_ نوع رتبه بندي: بر مبناي پراکندگي جغرافيايي دانشگاهها(100 دانشگاه برتر آمريکاي شمالي و آمريکاي لاتين، 100 دانشگاه برتر اروپا و 100 دانشگاه برتر آسيا و اقيانوسيه).
_ منابع داده ها: داده هاي موجود.
_ صفحه اينترنتي: http://ed.sjtu.edu.cn/ranking.htm
توصيف:
اين رتبه بندي نتيجه مطالعه بيش از 2000 دانشگاه جهان است هر چند که تنها 500 دانشگاه برتر جهان را منتشر مي کند. شاخصهاي آن بر مبناي مطالعات علمي است و عبارتند از:
_ تعداد کل فارغ التحصيلاني که موفق به دريافت جايزه نوبل و مدالهاي رشته ها شده‌اند(10 درصد از کل نمرات).
_ تعداد کل کادر آموزشي موسسه که برنده جايزه نوبل و مدالهاي رشته ها شده اند( 20 درصد کل نمرات).
_ تعداد استنادهاي محققان در 21 موضوع علمي( 20درصد کل نمرات)
_ تعداد مقاله‌هاي منتشر شده در دانش و طبيعت در فاصله بين سال 2000 تا 2004(20 درصد کل نمرات) (براي موسسه‌هاي خاص علوم انساني و علوم اجتماعي اين شاخص مورد توجه قرار نمي گيرد و وزن آن به ساير شاخصها منتقل مي شود).
اندازه موسسه: نمرات کلي 5 شاخص يادشده تقسيم بر تعداد اعضاي کادر آموزشي تمام وقت( 10 درصد کل نمرات).
براي هر شاخص بالاترين نمره موسسه از نمره 100 مشخص مي شود و ديگر موسسه‌ها بر مبناي درصدي از بالاترين نمره محاسبه مي شوند. تکنيک هاي آماري استاندارد نيز در صورتي که نياز باشد براي تعديل شاخصها مورد استفاده قرار مي گيرند. نمرات هر يک از شاخصها بر مبناي درصد هاي اشاره شده در بالا، براي تعيين نمره نهايي هر موسسه وزن دهي مي شود. بالاترين نمره موسسه از نمره 100 مشخص مي شود و ديگر موسسه‌ها بر مبناي درصدي از بالاترين نمره محاسبه مي شوند.

2. رتبه بندي دانشگاههاي جهان:
_ نوع رتبه بندي: ترکيبي از رويکرد مبتني بر رشته و رويكرد رتبه بندي يكسان.
_ ساختار: ترکيبي از رويکرد بالاترين ها و رويکرد عددي(200 دانشگاه برتر).
_ فراواني: ساليانه(2004،2005).
_ نوع رتبه بندي: بر مبناي پراکندگي جغرافيايي دانشگاهها(50 دانشگاه برتر اروپا، 50 دانشگاه برتر آمريکاي شمالي و بقيه 50 دانشگاه برتر جهان).
_ منابع داده ها: داده هاي اصلي و موجود.
_ صفحه اينترنتي:
Http://www.thes.co.uk/worldrankings/

توصيف:
اين رده بندي در هفته نامه The Times Higher Education Supplement منتشر مي‌شود اگر چه که تحت مالکيت تايمز بوده، به صورت جداگانه فروخته مي شود از آن باسابقه تر و شناخته تر است. معيار‌ها و شاخصها به منظور بهبود اقدام دانشگاه جي ياو تانگ شانگهاي تدوين شده است. در اين رتبه بندي، شهرت دانشگاه كه به وسيله دانشگاهيان(مثل بازبيني توسط همتايان) مورد قضاوت قرار مي گيرد، بسيار مهم است و وزن اين شاخص تقريبا نيمي از کل نمرات است(40 درصد کل). از 2375 محقق فعال دانشگاهي تقاضا مي‌شود تا نام برترين دانشگاهها را بر حسب موضوع و منطقه جغرافيايي ذکر کنند.

3. جدول برترين موسسه‌هاي تحقيقاتي بين المللي (CEST):
_ نوع رتبه بندي: رويکرد مبتني بر رشته تحصيلي(مهندسي، کامپيوتر و فناوري، پزشکي باليني، فيزيک ،شيمي و زمين شناسي، علوم رفتاري و اجتماعي، کشاورزي، بيولوژي و علوم طبيعي، هنر ها و علوم انساني، علوم زندگي).
_ ساختار: رتبه بندي خوشه اي(بخشي)
_ فراواني يا تکرار: فاصله هاي بي‌قاعده (1994-1999، 1998-2002)
_ ترتيب: ندارد
_ منابع داده ها: داده هاي موجود
_ صفحه اينترنتي:
http://adminsv3.admin.ch/cest/en/aktuell.htm
توصيف:
اين رتبه بندي به وسيله مرکز مطالعات دانش و فناوري منتشر مي شود. و بر مبناي قانون شوراي فناوري و دانش سوئيس ايجاد شده است. شوراي فناوري و دانش سوئيس مجري پروژه هاي دانش و فناوري دولت فدرال سوئيس و ديگر ذي‌نفعان سياستهاي دانش و فناوري است. شاخصهاي اين رتبه بندي با موسسه و زيررشته هاي موسسه مرتبط است. شاخصهاي زير رشته‌ها اين‌گونه‌اند:
_ تعداد مقاله‌هاي منتشر شده در پايگاه اطلاعاتي آي اس آي
_ تاثير وزني انتشارات
_ فعاليتهاي چاپ و انتشار
_ سهم جهاني انتشارات
_ شاخصهاي مرتبط با موسسه:
_ درجه تخصصي بودن انتشارات
_ تعداد کل انتشارات.
از تکنيک‌هاي آماري و محاسبه‌هاي علمي براي نمره دهي شش شاخص موسسه استفاده مي شود. برخلاف سه نوع رتبه بندي ديگر که براي مطالعه کنوني انتخاب شده است، شاخصهاي اين نوع رتبه بندي براي دستيابي به نمره کلي وزن دهي، ترکيب نمي شود و موسسه‌ها بر مبناي تنها يک شاخص، يعني تعداد مقاله‌هاي منتشر شده در پايگاه اطلاعاتي آي اس آي، رتبه بندي مي شوند که نمره 100 را دريافت مي کنند.

4.رتبه بندي برترين دانشگاههاي آسيا
نوع رتبه بندي: ترکيبي از رويکرد يکسان و مبتني بر رشته( مدارس دانش و فناوري).
ساختار: رويکرد عددي
فراواني يا تکرار: ساليانه، چاپ هفته نامه آسيا از دسامبر 2001 متوقف شده است. آرشيو آن شامل رتبه بندي دانشگاهها به صورت آنلاين هنوز وجود دارد.
ترتيب: ندارد
منابع داده ها: داده هاي اصلي و داده هاي موجود.
صفحه اينترنتي: http://www.asiaweek.com/asiaweek/features/universities2000/index.html
توصيف:
اين رتبه بندي از داده هاي پرسشنامه اي استفاده مي کند که به ويژه براي جمع آوري داده ها از منابع خارجي طراحي شده است. شاخصهاي مورد استفاده آن عبارتند از:
بازبيني توسط همتايان: از کارشناسان انجمن‌هاي آسيايي يا دانشگاههاي خارجي (دانشگاه کلمبيا، دانشگاه کاليفرنيا و دانشگاه لستر) تقاصا مي شود تا برمبناي شهرت دانشگاههاي آسيا به آنها نمره بدهند ( 20 درصد کل نمرات).
گزينش دانشجويان: بر مبناي 1. تعداد دانشجويان پذيرفته شده در سال اول در مقايسه با کل درخواستها، 2. تعداد دانشجويان ثبت نام شده در مقايسه با تعداد کل پذيرفته شده ها، 3. ميانگين نمرات دانشجويان سال اول در آزمون ورودي دانشگاه يا آزمون سراسري. دانشکده ها يي که داراي نظامهاي آموزشي يا سياستهاي آموزشي سخت گيرانه اي هستند و تعداد درخواستها را محدود مي کنند بالاترين نمره را دريافت مي دارند( 25 درصد از کل نمرات).
منابع مربوط به هيئت علمي شامل1. تعداد اساتيد/محققان تمام وقت با درجه دکترا؛
2. تعداد اساتيد/محققان تمام وقت با درجه فوق ليسانس و دکترا؛ 3. متوسط پرداختها
4. مدت زمان صرف شده توسط هر استاد در دانشگاه؛ 5. نرخ استاد به دانشجو. دانشگاههايي که مزاياي غير پولي را اعطا مي کنند، مثل خانه رايگان، بالاترين نمره را دريافت مي کنند( 25 درصد از کل نمرات).
تحقيق: برمبناي 1. استنادهاي مجله‌هاي علمي، مثل آي اس آي؛ 2. تعداد بازديد از مقاله در ژورنال؛ 3. مقاله‌هاي ارائه شده در کنفرانسهاي بين المللي؛ 4. کتابهاي منتشر شده؛ 5. يافته‌هاي تحقيقاتي و ؛ 6. دانش آموختگان( 20درصد کل نمرات).
منابع مالي شامل: 1. کل منابع صرف شده براي هر دانشجو؛ 2. منابع کتابخانه‌اي صرف شده براي هر دانشجو؛ 3. پهناي باند اينترنت؛ 4. کامپيوتر هاي عمومي؛ 5. هزينه هاي صرف شده براي آزمايشگاههاي دانشکده هاي دانش و فناوري(10 درصد کل نمرات).
نمرات اين شاخصها از بالاترين با پايين ترين رتبه بندي مي شود. برترين دانشگاه نمره 100 را دريافت مي کند و ديگر دانشگاهها درصدي از بالاترين نمره را دريافت مي دارند. زماني که بعضي از داده ها معتبر نباشد، نرخ هاي مطالعه سال 1999 يا پايين ترين نمرات دانشکده در کشور مشابه مورد استفاده قرار مي گيرد.


نتايج
تجزيه و تحليل مقايسه اي از چهار نوع رتبه بندي بين المللي از دانشگاهها از نظر فراواني تکرار شاخصها و وزن تخصيص داده شده به هر يک، بررسي شد. هر شاخص بر مبناي نمره اي که به آن داده شده و وزن آن در رتبه بنديهاي مختلف مورد ملاحظه و توجه قرار گرفت. در مرحله بعد، بر مبناي شيوه رتبه بندي، نمرات بالاترين شاخصها به عنوان نمره 100 در نظر گرفته شد و ديگر شاخصها بر مبناي درصدي از بالاترين شاخص محاسبه شد. درنهايت شاخصها به ترتيب بالاترين به پايين ترين نمره تنظيم شد. (جدول 1) فهرست شاخصهاي مورد استفاده در نظامهاي رتبه بندي بين المللي از دانشگاهها را به صورت مقايسه اي و بر حسب فراواني و وزن هر شاخص نشان مي‌دهد. همان‌گونه که (جدول 1) نشان مي دهد 28 شاخص متفاوت شناسايي شد. برخي از اين شاخصها در بيشتر از يک رده بندي مورد استفاده قر ار گرفته‌اند. اما تعداد قابل توجهي از اين شاخصها منحصر به فرد هستند. هيچ شاخصي نيست که در 4 نوع رتبه بندي استفاده شده باشد. نزديکترين شاخص به اين موضوع، تعداد مقاله‌هاي چاپ شده در آي اس آي است که در سه نوع رتبه بندي، بالاترين وزن را دارد. همچنين بازبيني همتايان از کيفيت و شهرت دانشگاه، از راه مطالعه داده هاي اصلي، بالاترين نمره را در رتبه بندي هاي علمي بين المللي دارد.ديگر شاخصهايي که در رتبه بندي از جايگاه خوبي برخوردار عبارت از تحقيقات و توليدات علمي است که تعداد استنادهاي اشاره شده توسط محققان فعال دانشگاهي، در پايگاه علمي آي اس آي را شامل مي‌شود.

نتيجه گيري
تجزيه و تحليل ديگري شامل طبقه‌بندي شاخصها در گروههاي گسترده‌تر نيز انجام شد. شاخصها به هفت گروه جداگانه تقسيم شدند که بر مبناي آن، هر کدام بخشي از نظامهاي آموزشي موجود را از نظر کيفيت مورد سنجش و ارزيابي قرار مي‌دهد که شامل کيفيت تحقيقات، مطالعات آوازه و شهرت، منابع انساني، ويژگيهاي اوليه، منابع خام، خروجي‌ها و فرايندهاي يادگيري است.به منطور ارائه فهرستي که زمينه شناخت اهميت هر يک از رتبه بندي‌هاي انتخابي را دارا باشد، محاسبات مشابه براي اين شاخصها انجام شد. وزن همه شاخصهاي يک طبقه با همـديگر جمع‌بندي شد و طبقه‌اي که بيشترين نمره را به دست مي آورد، نمره‌ 100 به آن تخصيص داده شد. ديگر طبقه‌ها نيز به عنوان درصدي از بالاترين نمره محاسبه شدند. در نهايت طبقه ها در جدول، به ترتيب، بالاترين به پايين ترين مرتب شد(جدول 2).
مشاهده کنيم که تمام چهار شاخص رتبه‌بندي‌هاي بين‌المللي انتخابي دربرگيرنده برخي از شاخصهاي طبقه کيفيت تحقيقات است. همچنين رتبه‌بنديها، وزن بالايي را به طبقه مطالعه آوازه و شهرت و کمترين وزن را به منابع انساني و منابع خام و خروجي نهايي داده‌اند. هيچ يک از رتبه بنديها طبقه و شاخصهاي فرايند يادگيري را در اندازه گيريهاي خود، در نظر نگرفته‌اند.

منبع:

Buela – Casal, Gualberto & Maria Paz Bermodez Sanchez, (2007), Comparative Study Of International Academic Rankings Of Universities, Published By Akadmiai Kiado and Springer, vol-71, No.3, 349-365

 
 
   |    نوشته شده توسط بابک سپاس مقدم
 
 
 

http://www.thecheckpointhrs.com/images/photo-analysis.jpg

تجزيه و تحليل شغل به روشهائي اطلاق مي شودکه اطلاعات و حقايق مربوط به کيفيت وماهيت هريک از مشاغل سازماني ،  شرايط انجام وظايف ومسئوليتهاي آن رابطورسيستماتيک جمع آوري، مطالعه،تجزيه وتحليل و يادداشت مي شود.

بنابراين تجزيه و تحليل شغل يا "کارشکافي" عبارت ازکشف، مطالعه و ثبت جنبه هاي مشخص و اساسي هريک از مشاغل سازماني است.در واقع بوسيله تجزيه وتحليل شغل خلاصه اي از وظايف،تقسيم کار ومسئوليتها،رابطه با مشاغل ديگر،دانش ومهارتهاي مورد نيازبراي تصدي شغل وشرايط کاري آن شغل تهيه مي گردد.

شغل به مجموع وظايف ومسئوليتهائي که انجام آن درسازمان به عهده  يک فرد محول مي گردد، اطلاق مي گردد.
 
فوايد تجزيه وتحليل شغل :
1- تهيه نمودارسازماني وبرقراري ارتباطات مطلوب
2- تهيه شرح وظايف  و شرايط احراز شغل
3- تهيه خط مشي هاي پرسنلي،برنامه ريزي نيروي انساني وترفيعات
4- ارزابي مشاغل وتهيه نظام عادلانه حقوق ودستمزد
5- ارزيابي عملکردوکارآئي کارکنان
6- بهسازي وآموزش
7- تعيين وتهيه استانداردها وفعاليتهاازطريق مطالعه حرکات وزمان سنجي
8- برقراري سيستم ايمني وبهداشت
9- ارتقاء سطح توليدوافزايش بازدهي کارافراد
 
زمان اجراي تجزيه وتحليل شغل :
• هنگام تاسيس سازمان                                 
• زمان بسط وياايجاد مشاغل جديد وادغام                          
• زماني که تغيير تکنولوژي منجر به تغيير مشاغل شود.
• هنگام کاهش پستهاي سازماني
 
 تجزيه وتحليل شغل از طريق پاسخ گوئي به سه سوال زيرانجام مي گيرد:
• چه کاري انجام مي گيرد؟ (فيزيکي،فکري)
• چطورکار انجام مي گيرد؟
• چرا آنطور کار انجام مي گيرد؟
 

http://bgnentrepreneur.net/wp-content/uploads/2008/10/job-analysis-matrix.jpg

روشهاي تجزيه وتحليل شغل :
• پرسشنامه
• روش مشاهده
• روش مصاحبه
• روش استفاده از سوابق شغلي کارکنان
• روش ترکيبي
 
عواملي که بايد درتجزيه وتحليل شغل مورد مطالعه وبررسي قرارگيرند :
• نوع شغل
• شرح وتوصيف وظايف
• معلومات علمي
• تجربه عملي
• ظرفيت ابتکار
• دشواري وظايف
• مسووليت مالي
• مسووليت سرپرستي مشاغل ديگر
• مسووليت حفظ اطلاعات محرمانه
• ارتباط وتماس با مردم وارباب رجوع
• حدود نظارتي که بر شغل اعمال مي شود
• فعاليتهاي فکري
• فعاليتهاي فيزيکي
•  شرايط کاروخطرات وخستگيهاي ناشي از آن

 

http://www.cipd.co.uk/NR/rdonlyres/A9EAEFF3-9399-407A-8AA1-1BB8DB910977/0/recruitproc.gif

پرسشنامه تجزيه وتحليل شغل :
معمولا سوالات پرسشنامه تجزيه شغل، درپنج قسمت (شرح وظايف- مهارتها- مسئوليتها- فعاليتها- شرايط کار) به شرح زير تنظيم مي گردد :
 
الف- شرح وظايف :
• هدف اساسي کاري که به عهده شما محول شده است چيست؟
• چه وظايفي رادرساعات اداري شخصا انجام مي دهيد؟
• چه وظايفي رادريک دوره معين ،مثلا ،درظرف هفته يا ماه انجام مي دهيد؟
• انجام چه امورفرعي علاوه بروظايف اصلي بعهده شما محمول شده است؟
• سرپرستي چند کارمندرابعهده داريد؟ عناوين مشاغل وتعداد کارمندان رادر هر شغل ذکر کنيد؟
• به چه مقامي در سازمان گزارش مي دهيد؟
• در انجام وظايف از چه مقامي در سازمان دستور مي گيريد؟
 
ب- مهارتها :
• به عقيده شما ،چه درجات تحصيلي(ابتدائي ،متوسطه،عالي)
• براي تصدي شغلي که شما عهد دار انجام تکاليف آن هستيد ضروري است؟
• آياگذراندن دوره تخصصي يا آموزشي خاصي را،براي کسي که بخواهد داوطلب انجام وطايف شغلي که شما تصدي آنرا بعهده داريدبشود،لازم مي دانيد؟
• در نظر گرفتن حداقل معلومات علمي لازم،به عقيده شما،حداقل تجربه عملي(هفته- ماه- سال)براي فردي که وظايف شغل مورد تصدي شما، يا شغلي مشابه را عهده دار گرددچيست؟
• در چه مشاغلي، کارمند تجربه لازم را براي تصدي شغلي که شما مسئول انجام تکاليف آن مي باشند مي تواند کسب کند؟
• انجام وظايف در شغل فعلي، شما رابراي تصدي کداميک ازمشاغل بالاتردرسازمان آماده مي کند؟
• دشوارترين جنبه وظايف شغل کدام است؟واز چه جهت آن را دشوار مي دانيد؟
 
ج- مسئوليتها :
• آيادرانجام وظايف سازماني با دريافت وپرداخت ،نگهداري وجوه واسنادوسايراقلام دارائيهاي موسسه سروکارداريد؟اگر چنين باشد،حدودمسئوليت خودراازحيث مقدار،ارزش وزماني که براي هرمورد مصروف مي داريد بيان کنيد.
• حدودنظارت وسرپرستي که از لحاظ راهنمائي،تقسيم کار،ومنترل افرادي که با شما کارکي کنند اعمال مي داريد چيست؟
• آيامسئوليت ديگري ،جز اداره وجوه ونظارت برافراد،بعهده شما محول شده است؟
• چه نوع اسناد واطلاعات محرمانه در اختيار شما قراردارد؟
• آيادر انجام تکاليف خود با مردم وارباب رجوع يا مشتريان تماس وارتباط برقرار مي سازيد؟کيفيت وهدف اين ارتباط رااز لحاظمسئوليتهاي سازمان بيان داريد.
• کداميک ازوظايف وتکاليف شغل شما مستلزم تجزيه وتحليل واخذ تصميم است؟
• چه تصميماتي را بدون مراجعه به رئيس بلاواسطه شخصا اتخاذ مي کنيد؟
• چه نوع گزارشها وفرمهائي را شخصا تهيه مي کنيد؟ درصورت امکان نمونه اي ازانهارا ضميمه نمائيد.     
• ازچه نوع وسايل وماشين آلات ضمن کار استفاده مي کنيد؟
• چه عواملي را از حيث قواي جسماني ،شرايط سمعي و بصري ومشخصات فيزيکي ديگر در شغل خود ضروري مي دانيد؟
• به طور تقريب ،چند درصد از اوقات کار را صرف ايستادن، نشستن،راه رفتن،حرکت وحالات ديگر مي نماديد؟
• چه شرايط ديگري را به غيرازآنچه که ذکر شد در انجام وظائف شغل خود ضروري مي دانيد؟
 
 
هـ- شرايط کار :
• بطور معمول کار روزانه شما چند ساعت است؟
• ايا وظائف محوله راتحت شرايط نا مساعدچون:گرما، رطوبت،سروصدا،گردوغبارونظائر آن انجام مي دهيد؟اگر چنين است،وضع محيط کار خود رااز حيث شرايط نامساعد زمان ومکان شرح دهيد.
• هرنوع اطلاعات ديگري را براي توصيف شغل خود لازم مي دانيد بيان کنيد.
 

شرح شغل :
شرح شغل عبارتست از فهرست جامعي از کيفيت ، وظايف ، مسئوليتهاي يک شغل شامل :
• نام شغل
• تعريف شغل
• شرح وظايف ومسئوليتهاوشرايط کار
 

مشخصات شغل :
در شرح مشخصات شغل ويژگيها، مهارتها، شرايط احراز وساير عوامل مربوط به اجراي شغل درج مي گردد :
1- حداقل مدرک تحصيلي(دوره هاي آموزشي وتخصصي)
2- حداقل تجربه در شغل قبلي
3- اطلاعات خاص درباره مواد،روش،وسايل،محصول ونظائرآن
4-شرايط رواني وخصوصيات ديگراز حيث هوش،قدرت ابتکار سرعت انتقال وغيره.
5- خصوصيات وصفات شخصي لازم از حيث خلق وخوي، ظرفيت همکاري،اجتماعي بودن ونظائر آن.
6- شرايط فيزيکي ازقبيل نيروي جسماني،قد،وزن،فرزي، جستي وچالاکي وغيره
7- ظرفيت قبول مسئوليت
8- مهارت در کارهاي يدي
9- شرايط لازم براي کاردراوضاع واحوال مساعد
10- شرايط لازم براي کاردرمحيطي که احتمال وقوع حوادث وخطراتي مي رود.
 
مراحل اجراي تجزيه وتحليل شغل :
1- مطالعه مقررات ، آئين نامه ها،خط مشيها ورويه ها،تشکيلات وماهيت مشاغل موجود درسازمان
2- جمع آوري اطلاعات در موردشغل
3- تجزيه وتحليل اطلاعات جمع آوري شده
4- تشخيص عوامل تشکيل دهنده شغل از قبيل:
1-4- اطلاعات شغلي
2-4- شناسايي شغل شامل: عنوان شغل، خلاصه شغل،شرايط شغل
3-4- شرح شغل شامل:شرح وظايف شغل،شرح چگونگي انجام تکاليف، شرح مسئوليتهاي شغل
4-4-
- مختصات شغلي شامل:مختصات فکري(پديده هائي که به هوش،استعدادوشعور افراد مربوط مي شود)
- مختصات روحي ورواني(پديده هائي است مربوط به منش وشخصيت فرد در رابطه با شغل وي)
- مختصات اجتماعي(ايحاد وحفظ ارتباط باديگران)
- مختصات محيط کار(شرايطي که کار تحت آن انجام مي گيرد)
5-شرايط احراز شغل که مشتمل
6- تهيه استانداردعملکرد
 
اثر بخشي تجزيه تحليل شغل :
• تعهد مديران عالي
• فراگيري واحدهاي سازماني
• فراگيري کارکنان سازمان
• ارتباطات موثربااهداف وبرنامه
• استفاده ازکارشناسان ومتخصصان فني
• جمع آوري اطلاعات در طي  ساعات کاري بطورمنظم
• اطمينان ازروائي وپايايي اطلاعات جمع آوري شده
• ايجاد کميته اي براي تداوم وارزيابي تجزيه وتحليل شغل درسازمان
 
طبقه بندي مشاغل :
عبارت است از دسته بندي يا تنظيم مشاغل در گروههائي از مشاغل مشابه و استقرار آن در طبقات و درجات مختلف بطوريکه رابطه صحيح و معقول بين عوامل سه گانه زير برقرار باشد :
1. وظايف، اختيارات و مسؤوليتهاي مشاغل
2. شرايط احراز شغل
3. حقوق و مزايا
يکي از اهداف اصلي طبقه بندي مشاغل اجراي شعار معروف :" پرداخت مزد مساوي در برابر کار مشابه است ."
 
مراحل طبقه بندي مشاغل :
1. تعيين مبناي طبقه بندي مشاغل
2. تشخيص مبناي طبقه بندي مشاغل
3. تشخيص طبقات شغلي
4. تعيين عناوين طبقات شغلي
5. تدوين و شرح طبقات مشاغل
6. تدوين و تنظيم شرح مختصات طبقات مشاغل
7. شماره گذاري يا کدگذاري طبقات مشاغل
8. تهيه فهرست عناوين طبقات مشاغل
9. تهيه شناسنامه طبقات مشاغل
10.  تهيه شرح وظايف طبقات مشاغل
11.  تهيه شرح مختصات طبقات مشاغل
 
اهداف و مقاصد طبقه بندي مشاغل :
1. اهداف فرهنگي :
1-1-  تعيين ارزشهاي علمي- اقتصادي- اجتماعي و سياسي.
2-1- برقراري ارتباط مطلوب و منطقي بين ارزشهاي شغلي و فعاليت شاغلان در توليد و سودبري
3-1- ايجاد معيارهاي لازم براي هماهتگ نمودن و يکسان کردن عناوين شغلي.
4-1- ايجاد استانداردهاي حقوقي و دستمزدي.
5-1- ايجاد زمينه هاي لازم براي جلوگيري از تضييع حق کارمندان براي عزل و نصب ارتقاء و ترفيع و ...
2 .  اهداف سازماني:
1-2- ايجاد ضوابط و معيارهاي منصفانه حقوقي و دستمزدي بر مبناي واقعيات مربوط به مشاغل موجود
2-2- فراهم نمودن زمينه مناسب جهت به کارگيري افراد شايسته براي جلوگيري از پيشرفت فرآيندهاي نابرابر سازماني
3-2- تعيين حدود اختيارات و مسؤوليتهاي مقامهاي ثابت سازماني و جلوگيري از عملکرد احساسي سازمانها
4-2- ايجاد نهادهاي قانوني مستحکم براي جلوگيري از رسيدن افراد نالايق و سفارشي به طبقات شغلي سازماني
5-2- ايجاد سيستمهاي اطلاعاتي لازم براي تجزيه و تحليلهاي پرسنلي و مهندسي شغل در سازمان

 
 
   |    نوشته شده توسط بابک سپاس مقدم
 
 
 

مقدمه

مشاغل مختلف را بر اساس ملاکهای متفاوتی می‌توان تقسیم بندی کرد. ممکن است بر اساس اینکه مشاغل به چه شیوه‌ای انجام می‌پذیرند؟ چگونه انجام می‌گیرند؟ چه ویژگیهایی برای افرادی که به این مشاغل می‌پردازند، در نظر گرفته می‌شود؟ مکانهایی که در آنجا انجام می‌گیرند و ... دسته بندیهای مختلفی از مشاغل داشته باشیم.

طبقه بندی بر اساس شیوه انجام کار

شیوه انجام کار در طبقه بندی مشاغل بسیار حائز اهمیت است. شیوه انجام کار برخی از مشاغل شباهتهایی با یکدیگر دارند. این شباهتها ممکن است بسیار زیاد یا جزئی باشد ولی در هر حال به اندازه‌ای خواهد بود که آنها را در یک طبقه شغلی قرار دهد.

مشاغل انفرادی و مشاغل دسته جمعی یا گروهی

یکسری از فعالیتها به صورت فردی انجام می‌گیرند. بطوری که لزومی به ایجاد ارتباط بین افراد دیگری که به همان شغل مشغولند یا به نحوی همکاری با فرد داشته باشند نیست. به این ترتیب حضور فرد به تنهایی برای انجام آن کافی خواهد بود. در حالیکه انجام یکسری مشاغل دیگر مستلزم همکاری گروهی از افراد است. بطوری که فقدان یکی از اعضا اختلال در عملکرد شغلی را به همراه داشت. در این دسته از مشاغل همکاری بین اعضای گروه برای اتمام کار اهمیت فراوان دارد. و شغل مورد نظر به صورت مرحله‌ای و با تقسیم فعالیت بین گروه انجام می‌پذیرد.

البته در مشاغل انفرادی منظور این نیست که فرد بطور کلی فعالیت مورد نظر را به تنهایی انجام می‌دهد و هیچ ارتباطی با عوامل بیرونی دارد. انسان به ناچار در تمام فعالیتهای خود به نحوی با عوامل دیگر مرتبط است. منظور از انفرادی بودن فعالیت این است که اتمام کار به عهده خود فرد است و تقسیم کاری صورت نگرفته است. مثل خیاطی ، نجاری ، نقاشی و ... . البته این دسته از مشاغل را در حیطه‌های وسیع می‌توان به صورت گروهی انجام داد. مثل کار در یک تولیدی لباس (خیاطی) که افراد زیادی با تقسیم کاری در آنجا به کار مشغول هستند.

طبقه بندی مشاغل بر اساس فعالیت فکری و بدنی

برخی از مشاغل مشاغلی هستند که عمدتا با نیروی جسمی سروکار دارند. فرد در انجام آنها کلی انرژی فیزیکی صرف می‌کند، عمدتا از اعضای بدن خود و بویژه دستها استفاده می‌کند. در مقابل کارهایی نیز وجود دارند که فعالیت فکری نقش بیشتری در آنها دارد. البته تفکیک این دو دسته از مشاغل نیز به این سادگی نیست. ما در کلیه کارها و فعالیتها چه بدنی باشند و چه نباشند به ناچار از نیروی فکر و توان ذهنی خود استفاده می‌کنیم.

همینطور در کارهایی که بیشتر به عنوان فعالیت فکری دسته بندی می‌شوند به نحوی از اعضای بدن خود نیز استفاده می‌کنیم. هدف از این دسته بندی نقش بیشتر هر یک از دو بعد فکری و بدنی در این فعالیتهاست. برای یک نویسنده توان فکری اهمیت زیادی دارند هر چند از دستهای خود برای نوشتن استفاده می‌کند. و برای یک کشاورز که عمدتا کار بدنی انجام می‌دهد کار فکری نیز در مورد نحوه این اعمال بدنی اهمیت دارد.

طبقه بندی مشاغل بر اساس ابزارهای مورد استفاده و مکان

برخی از مشاغل به ابزارهای خاص و یا مکان خاص نیاز دارند و برخی چنین محدودیتی را دارا نیستند و در هر گونه محیطی می‌توان به انجام آن مشغول شد. برخی مشاغل نیاز به هوای آزاد دارند و برخی در محیطهای بسته قابل انجام هستند.

طبقه بندی مشاغل بر اساس ویژگی های فردی مورد نیاز

مشاغل را از لحاظ اینکه افرادی که به آنها مشغول می‌شوند بایست دارای چه ویژگیهایی باشند نیز می‌توان تقسیم بندی کرد. بطوریکه امروزه برای گزینش و انتخاب افراد برای مشاغل مورد نظر با تعیین ویژگیهایی که لازم است فرد داشته باشد، افراد واجد شرایط را انتخاب می‌کنند تا به این ترتیب کارآیی شغل مورد نظر بالا برود. منظور از این ویژگیها هم ویژگیهای بدنی و هم ویژگیهای روانی است. به عنوان یک مثال ساده در نظر بگیرید برای شغل اپراتوری تلفن در یک شرکت بازرگانی یک فرد نابینا مناسب خواهد بود و مشکل جسمی او چندان خللی ایجاد نخواهد کرد اما یک فرد با مشکل ناتوانی گفتار هرگز در این شغل موفق نخواهد بود.

به همین صورت در مورد ویژگیهای روانی نیز چنین امری صادق است. برخی از مشاغل نیاز به افراد کاملا برونگرا دارد مثل یک بازاریاب ، مسئول روابط عمومی یک اداره و ... . استعداد افراد در زمینه‌های مختلف نیز به عنوان یک ویژگی روانی حائز اهمیت است. توان انجام عملیات ریاضی و محاسبات برای یک حسابدار ضروری است. افراد منظم و دقیق در کار بایگانی عملکرد بهتری دارند، افرادی که انگیزه رهبری بالایی دارند برای پستهای مدیریت مناسب هستند و ... .

 منبع: سایت دانشنامه

 
 
   |    نوشته شده توسط بابک سپاس مقدم
 
 
     
 

pctfx3.3

مجله اینترنتی رسانه

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور